طنز : راننده کامیون
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]



راننده کامیونی وارد رستوران شد. دقایی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد، سه جوان موتورسیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند.
بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن، اولی سیگارش را دراستکان چای راننده خاموش کرد. راننده به او چیزی نگفت.
دومی شیشه نوشابه راروی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد.
وقتی راننده بلند شد تاصورتحساب رستوران را پرداخت کند، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد، ولی باز هم ساکت ماند.
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوانها به صاحب رستوران گفت: چه آدم بی خاصیتی بود، نه غذا خوردن بلد بود، نه حرف زدن و نه دعوا!
رستورانچی جواب داد: از همه بدتر رانندگی بلد نبود، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت!!!



ویژگی های افراد موفق
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]


ماهمیشه صداهای بلند را می شنویم، پر رنگ ها را می بینیم، آسان ها را می خواهیم...  غافل از این که خوب ها سخت می آیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند.


احتمالا تا به حال با افراد درمانده ای مواجه شده اید که علت ناکامی های خود را نیازهای مالی ، بی عدالتی، وضعیت خانوادگی، شرایط محیطی یا محدودیت های اجتماعی و عدم توجه مسئولین به مشکلات آن ها می دانند.
اگر به زاویه دید آن ها در مقابل مشکلات گوناگون دقت کرده باشید، متوجه می شوید که مقصر اصلی در عدم پیشرفت و بالا بردن سطح توانایی هایشان، خود این افراد هستند نه آن چیزی که به عنوان عامل ناکامی (در حقیقت باز دارنده) در ذهن خود می پرورانند.
اصولا همین طرز تفکر افراد ناکام، عمده تفاوت آن ها با اشخاص موفق است که با گذشت زمان، فاصله ای جبران نشدنی را در بین این دو گروه  به وجود می آورد.
ریشه های فکری افراد موفق اصولا با خوش بینی، اعتماد به نفس، اراده نامحدود ، تصمیم مصمم و منطق بالا تلفیق شده است.آنها هرگونه مشکل و مانعی که در راه تحقق اهدافشان وجود دارد را به چشم جاده ای می نگرند که برای دست یابی به خواسته هایشان ناگزیر به پیمودن آن هستند، حال چه این مشکلات و تحمل ناملایمات به علت موقعیت و شرایط شخصی و اجتماعی آن ها باشد، چه به صورت طبیعی و عمومی سر راه هر کسی که قصد رسیدن به آن هدف را دارد قرار گرفته باشد.  دیدگاه افراد موفق  در پیروزی اهداف و برنامه های مورد نظرشان،  دست و پنجه نرم کردن با مسایل و مشکلات موجود است. آن ها با مقاومت در مقابل سختی و اندوه سعی بر مقابله و پیروزی بر مشکلات دارند.
برای افراد موفق بدیهیست که شرایط و امکانات ایده آل می تواند مشوق و ابزار مناسبی برای دست یابی راحت تر به خواسته ها باشد ولی هیچ وقت عدم وجود این شرایط و امکانات آن ها را مایوس نمی کند و نبود پشتوانه یا حامی را دلیلی برای عدم تحقق اهداف خود نمی دانند.
افرادی که نمی توانند راه خود را پیدا کنند و عمده عمر آن ها با سرگردانی سپری شده است فاقد اراده کامل، اعتماد به نفس ، هدف و برنامه مشخص ، پشتکار و فعالیت لازم برای پیشرفت و ارتقای خود هستند.آن ها  شرایط و امکانات ایده آل را ملاک اصلی موفقیت در کارها می دانند و برای بهبود موقعیت خود نیاز به پشتوانه و حامی دارند. این افراد نمی توانند به تنهایی از عهده مشکلات و تحمل سختی ها برآیند و با لاینحل دانستن مشکلات خود به علت شرایط محیطی و شخصی سعی بر تبرئه و فرار خویش از واقعیت دارند.آن ها با این که می بینند افراد موفق باتلاش ، پشتکار و تحمل سختی ها از مشکلاتی که گریبانگیرشان شده به راحتی عبور می کنند، بازهم پیروزی آن ها را از روی شانس یا داشتن امتیازی برتر نسبت به خود می دانند. آن ها  نمی خواهند واقعیت را بپذیرند که لازمه رسیدن به موفقیت، توانایی حل مشکلات ، تحمل سختی ها ، تلاش، پیگیری ، پشتکار و باور توانایی ها و استعدادهای خویش است.
هنگامی می توان زندگی موفقی داشت که با جدیت تمام شخصا به ترمیم نقاط ضعف خود و مرتفع نمودن مشکلات پرداخت، بدون بهانه و نگرانی از شرایط اطراف.



ایست فکری : متوقف کردن افکار ناخواسته
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]


ایست فکر چیست؟

ایست فکری:
* فرایندی است که در آن می توانید یک فکر آزاردهنده را متوقف کنید.
* فرایندی است که برای متوقف کردن افکاری که موجب اعمال آنی و اجباری می شود.
* فرایندی است که از طریق آن می توانید نیروی افکاری که موجب رفتارهای اعتیادی و عادتی می شود را از بین ببرید.
* جایگزین کردن یک فکر سالم بر فکری ناسالم است.
* عملی است که در آن پیوسته به افکار و اشاراتی سوق پیدا می کنید که الگوها و عادت های ناسالم را از بین می برد.
* توانایی ادامه ندادن به یک فکر، تصویر، نظر، ترس یا محرک آزاردهنده است که موجب رفتارهای ناسالم می شود.
* تمرین کردن برای استفاده از انرژی ذهنی به طریقی مثبت است.
* تکنیکی که برای کاهش تاثیرات منفی استرس، افکار احساسی ناسالم و ترس است.
* تکنیک کاهنده استرس است که تاثیرات فزاینده استرس و رویدادهای بحرانی را از بین می برد.

برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ...


ایست فکر چطور عمل می کند؟

در ایست فکر می توانید یکی از موارد زیر یا ترکیبی از آنها را به کار گیرید:
* فکری را جایگزین فکری دیگر کنید. مثلاً فکر خوردن را با فکر ورزش کردن جایگزین کنید.
* هر زمان که یک فکر منفی و ناسالم به سراغتان می آید، کلمه "ایست" را به طور لفظی یا مجازی بشنوید. مثلاً وقتی میل به سیگار به سراغتان می آید، سریعاً "ایست" را می شنوید.
* می توانید یک فکر ناسالم و اعتیادزا را با یک الگوی سالم فکری جایگزین کنید.
* می توانید یک تصویر منفی و ناسالم را با یک تصویر ذهنی مثبت جایگزین کنید.
* ذهنتان را از آن فکر منفی یا ناسالم به چیزی دیگر منحرف کنید.
* ذهنتان را از هر نوع فکر ناسالم و غیرضروری که موجب بروز استرس یا رفتارهای ناسالم می شود پاک کنید.
چند نمونه تکنیک برای ایست فکر

جایگزین فکری: وقتی یک فکر ناخواسته وارد ذهنتان می شود، بلافاصله آن فکر را با یک فکر مثبت و منطقی جایگزین کنید.
فریاد "ایست": وقتی افکارِ ناخواسته به سراغتان می آید، بلافاصله فریاد بکشید، "ایست". این فریاد می تواند واقعاً شنیده شود یا فقط در ذهنتان باشد. به این فریاد ادامه دهید تا فکر منفی از بین برود.
جایگزین کردن یک الگوی فکری سالم: اگر به خاطر باورهای نادرست و غیرمنطقی عادت کرده اید غیرمنطقی فکر کنید، می توانید با مبارزه کردن به هرنوع فکری که به ذهنتان می رسد، یک الگوی فکری منطقی برای خود ایجاد کنید. هر بار که فکری به ذهنتان می رسد از خود بپرسید، آیا این فکر منطقی است؟ اگر نیست، کجای آن غیرمنطقی است؟ چه جایگزین منطقی می تواند داشته باشد؟
جایگزین کردن تصاویر ذهنی: اگر عادت دارید تصاویر منفی به ذهن خود راه دهید، می توانید این تصاویر منفی را با تصاویر مثبت و سالم جایگزین کنید.
جایگزین های آزارنده: اگر عادت دارید یک رفتار ناسالم را قابل قبول فرض کنید، بلافاصله این تصاویر قابل قبول را با تصاویر صادقانه تر مثل فکر الکل، موادمخدر، غذاهای پرچرب و از این قبیل جایگرین کنید که می توان آنها را با کلماتی مثل "سم"، "بیمار"، "تهوع آور"، "کشنده"  جایگزین کرد.
تفکرات غیرمنطقی که اجازه نمی دهد ایست فکری درست عمل کند:
* فقط فکر کردن درمورد آن اشکالی ندارد، من که کاری نمی کنم.
* فکر کردن درمورد آن چه ضرری می تواند برایم داشته باشد؟
* اگر فقط یک ذره درمورد آن فکر کنم هیچکس نمی فهمد.
* من خیلی خودم را سرکوب کرده ام، چه می شود اگر هر از گاهی به آن فکر کنم؟
* تو نمی توانی من را مجبور کنی که به آن فکر هم نکنم.
*قبل از اینکه آنطور رفتار کنم هیچوقت درمورد آن فکر نمی کردم، چه اشکالی دارد حالا درموردش فکر کنم؟
* مقابله با این افکار یک جنگ واقعی است. امشب بی خیال می شوم و از فردا باز شروع می کنم.
* اگر به آن فکر کنم چه فرقی می کند؟
* خیلی احمقانه است که افکارم را کنترل کنم که به آن فکر نکنم.
* این مثل شستشوی مغزی است و به نظرم شستشوی مغزی چیز خوبی نیست.
* برای اینکار وقت ندارم.
* این هم یکی دیگر از آن آزمایش های روانشناسی است و امتحان کردن آن خیلی احمقانه است.
رهنمودهایی برای ایست فکری:

1) از تکنیک ها و تمرین های ریلکسیشن و تنفس عمیق برای ریلکس کردن خود استفاده کنید. خیلی مهم است که برای متوقف کردن یک فکر راحت و ریلکس باشید.
2) کلمه "ایست" را با فواصل1، 2 و 3 دقیقه ای روی یک نوار 30 دقیقه ای ضبط کنید. از آن نوار در حالت کاملاً ریلکس استفاده کنید، ذهنتان را مشغول آن فکر منفی کنید و هربار که "ایست" را می شنوید، دست از آن فکر بردارید. دوباره به آن فکر برگردید و فقط زمانی از فکر کردن به آن دست بردارید که کلمه "ایست" را می شنوید. به مدت دو هفته هرشب30 دقیقه اینکار را تکرار کنید  تا به جایی برسید که حتی بدون شنیدن "ایست" هم بتوانید فکر را متوقف کنید.
3) وقتی توانستید بااستفاده از نوار "ایست" فکرتان را دستگیر کنید، آماده اید که با فریاد کشیدن "ایست" آن را متوقف کنید. 30 دقیقه ذهنتان را مشغول آن فکر منفی کنید و برای قطع کردن آن فکر فریاد بکشید "ایست". وقتی فکر را دستگیر کردید، بعد از مدتی دوباره به آن فکر برگردید و باز فریاد بکشید "ایست". به مدت دو هفته هر شب 30 دقیقه اینکار را تکرار کنید تا جاییکه دیگر بتوانید مداوماً با فریاد کشیدن "ایست" آن فکر را متوقف کنید.
4) وقتی یاد گرفتید با فریاد کشیدن "ایست" فکرتان را متوقف کنید، آماده اید که فکرتان را آموزش دهید که با زمزمه کردن "ایست" متوقف شود. به مدت 30 دقیقه ذهنتان را مشغول فکر منفی کنید اما اینبار برای متوقف کردن آن "ایست" را آرام نجوا کنید. اینکار را به مدت دو هفته هرشب 30 دقیقه تکرار کنید تاجاییکه بتوانید مداوماً با زمزمه کردن "ایست" فکرتان را متوقف کنید.
5) وقتی به ذهنتان آموزش دادید که با زمزمه کردن "ایست" متوقف شود، آماده اید که با فکر کردن به کلمه "ایست" ذهنتان را متوقف کنید. 30 دقیقه ذهنتان را مشغول آن فکر منفی کنید، اما اینبار برای متوقف کردن آن فقط به کلمه "ایست" فکر کنید. به مدت دو هفته هر شب 30 دقیقه این کار را تکرار کنید تاجاییکه بتوانید مداوماً با فکر کردن به کلمه "ایست" آن فکر منفی را متوقف کنید.
6) تکنیک نوار ضبط کردن، فریاد کشیدن، زمزمه کردن یا فکر کردن به "ایست" در قطع فکر کردن به افکار منفی  و ناخواسته بسیار موثر هستند. با این روش ها می توانید به جایی برسید که حتی فکر کردن به کلمه "ایست" هم به خوبی عمل می کند. اما بهتر است از تکنیکی استفاده کنید که بیشتر با آن نتیجه می گیرید ومداوماً آن را تمین کنید. یادتان باشد که برای شروع کار حتماً باید کاملاً ریلکس باشید.



10 راه برتر برای بهبود یافتن بعد از طلاق
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

طلاق برای اکثر افراد زندگی را جهنم می کند. بهبود یافتن بعد از آن راهی بسیار دشوار است. خیلی ها اصلاً به بهبودی نمی رسند، خیلی ها هم بااینکه به نظر می رسد آنرا پشت سر گذاشته اند اما هنوز هم درد ناشی از آن و ترس از نزدیک شدن به کسان دیگر را به دوش می کشند.
در این مقاله می خواهیم راهی متفاوت برای بهبودی یافتن از طلاق برایتان معرفی کنیم، راهی که این امکان را برایتان فراهم می کند که به بهبودی کامل برسید. 10 مرحله زیر به شما نشان می دهد چطور زندگی و روابطتان را از نو بسازید.

برای خواندن ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ...


1. تا می توانید غصه بخورید و زاری کنید.
خیلی وقت ها، افراد از احساسات ناراحت کننده مثل افسردگی، غصه، عصبانیت، و امثال آن وحشت دارند. شدت این احساسات آنقدر زیاد هست که بتواند تا آخر عمر اسیرتان کند. نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که بااینکه این احساسات خیلی قوی هستند اما برای همیشه ماندگار نیستند. این را هم باید بدانید که همیشه این احساسات داغانتان نمی کند، خیلی وقت ها اگر اجازه بدهید که این احساسات را تجربه کنید، احساس خیلی خیلی بهتری پیدا می کنید.
2. به آینده ای که رابطه تان ممکن بود داشته باشد، و الان دیگر نخواهد داشت، فکر کنید.
وقتی ازدواج می کنیم، امیدها و آرزوهای زیادی داریم. از دست دادن و فراموش کردن این امیدها و آرزوها کار ساده ای نیست چون از آنها بعنوان راهنمایی برای حرکت به سوی آینده استفاده می کنیم. امیدها و آرزوهای ازدواجتان را پیدا کنید. بعد جداگانه برای هرکدام غضه بخورید و ناراحت شوید. یادتان باشد که امیدها و آروزهای شما نمرده اند، می توانید آنها را با افراد دیگر یا حتی برای خودتان به تنهایی بسازید.
3. کسانی را پیدا کنید که در طول زندگیتان می دانستند چطور با عشق و علاقه به احساساتتان توجه کنند.
وقتی می خواهید از طلاق یا هر اتفاق ناخوشایند دیگری که برایتان اتفاق افتاده بهبود یابید، خیلی مهم است که آنچه در فکر و دلتان می گذرد را بر زبان بیاورید. خیلی ها دوست ندارند به حرف ها و درد و دلهای تلخ دیگران گوش کنند. گوش دادن به عصبانیت ها، ترس ها و ناراحتی های دیگران، باعث می شود بترسیم که مبادا احساسات آنها روی ما هم اثر کند. به همین خاطر است که آنها که دوستمان دارند، وقتی درمورد این احساساتمان حرف می زنیم، معمولاً سعی می کنند حالمان را خوب کنند. باید کسی را پیدا کنید که فقط به حرفهایتان گوش کند، حرفتان را قطع نکند و سعی هم نکند که نصیحتتان کند. حرف زدن تنها راهی است که خوبتان می کند.
4. ببینید چه اتفاقی برای رابطه تان افتاد که به آنجا کشید.
اگر می خواهید با طلاقتان کنار بیایید و بتوانید زندگی بهتری بعد از آن برای خود بسازید باید بفهمید که چه چیز منجر به طلاقتان شده است. در این قسمت از کار باید واقعاً با خودتان صادق باشید. متهم کردن همسر سابقتان یا خودتان برای این طلاق هیچ دردی را دوا نمی کند. باید دقیقاً بررسی کنید که کدام اعمال و رفتارهای خودتان و همسرتان کار را به طلاق کشانده است.
5. ببینید چرا همسر سابقتان را برای ازدواج انتخاب کرده بودید.
افراد روابط مختلف را بنا به دلایل مختلف شروع می کنند که متداولترین آن "عشق" است. اما تصوری که اکثر افراد از عشق دارند، عشق واقعی نیست. در زیر به بعضی از دلایل انتخاب همسر اشاره می کنیم:
نیاز مبرم به دوست داشته شدن
ترس از تنها ماندن
شیفتگی
امنیت ازدواج
بچه دار شدن و امثال این
اگر بتوانید صادقانه دلیل انتخاب همسر سابقتان را پیدا کنید، می توانید آغاز طلاق را شروعی برای رابطه ببینید. آنوقت می توانید برای انتخاب بعدی خود، از ملاک های دیگری استفاده کنید.
6. همسرتان را ببخشید، خودتان را ببخشید.
الان وقت بخشیدن است. درک کنید که شما و همسرتان هر چه از دستتان برمی آمد برای حفظ رابطه انجام دادید. درک کنید که حتی وقتی کارهایی می کردید که موجب ناراحتی همدیگر می شد، بهترین کاری بوده که می توانستید در آن زمان بکنید. آن رفتارهای دردناک فقط برای دفاع از خودتان بوده است. بخشیدن تنها راه آزاد کردن خودتان و شروع یک زندگی دوباره است.
7. بین خودتان و همسر سابقتان فاصله بیندازید. 3 تا 6 ماه هیچ رابطه ای با او نداشته باشید.
یکی از دردناکترین قسمت های طلاق این است که دیگر نمی توانید همسرتان را که یک روز بهترین دوستتان بوده پیش خودتان  داشته باشید. اما اگر می خواهید که به بهترین شکل بهبود پیدا کنید بهتر است که سه تا شش ماه هیچ نوع رابطه ای با همسر سابقتان نداشته باشید. این به شما این فرصت را می دهد که تا دلتان میخواهد غصه بخورید و عصبانیتتان را از بین ببرید. همچنین باعث می شود که رابطه شما و او دوباره با موقعیت جدیدی آغاز شود.
8. کسانی را پیدا کنید که حمایتتان کنند.
طلاق گرفتن یعنی بهترین دوست و همدمتان را از دست داده اید. به کسی نیاز دارید که به حرفهایتان گوش دهد. دوست دارید بدانید که هنوز کسانی هستند که دوستتان داشته باشند و بخواهندتان. به همین دلیل، داشتن کسانی که حمایتتان کنند برای بهبودی از طلاق لازم است. فقط باید اطمینان پیدا کنید که این افراد بدانند که شما نیاز به حمایت آنها دارید و بدانند که چطور باید حمایتتان کنند.
9. همه چیز درمورد خودتان و روابطتان را حل و فصل کنید.
اگر می خواهید در آینده رابطه بهتری داشته باشید و اشتباهات قبل را تکرار نکنید، باید خوب به رابطه هایی که داشته اید فکر کنید. باید بفهمید که از یک رابطه چه می خواهید، چه کسی به درد شما می خورد، برای احساس رضایت از رابطه به چه چیزهایی نیاز دارید و چه چیزهایی را در رابطه نمی توانید قبول کنید.
10. حسابی مراقب خودتان باشید.
بهبود یافتن از طلاق، کاری استرس زا و دردناک است که زندگیتان را عوض میکند. وقتی قرار است زندگیتان اساساً تغییر پیدا کند، باید به خوبی از خودتان مراقبت کنید. باید طوری با خودتان رفتار کنید که کمی از استرس ها و فشارهایتان کمتر شود. مثلاً حجم کاریتان را کمتر کنید، خوب غذا بخورید، ورزش کنید و تا می توانید استراحت کنید. به کلاسهای آموزشی بروید و فعالیت هایی را انجام دهید که از آن لذت می برید.
بااینکه بهبودی یافتن از طلاق کار آسانی نیست اما اگر مراحلی که در بالا ذکر کردیم را خوب دنبال کنید، مطمئناً موفق خواهید شد.



10 فایده لبخند زدن
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

1. لبخند جذابتان می کند.
همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.
2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.
3. لبخند مسری است.
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.
4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.
5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.
وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.
به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.
10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.
لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
پس....همیشه لبخند بزنید.



چه کسی را برای ازدواج انتخاب کنم؟
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

افرادی که قصد ازدواج دارند، برای این کار خود معمولاً یکی از دلایل زیر را می‌آورند:
1- هدف از ازدواج را بدست آوردن عشق و محبت، ارزشمندی و احساس امنیت و آرامش می‌دانند.
2- هدف از ازدواج را عشق ورزیدن متقابل و رشد عاطفی و معنوی می‌دانند.
افرادی که احساس تنهایی و ناامنی می‌کنند، احتمالاً به دنبال فردی هستند که خلاء درونی آنها را پر کند و عشق و محبتی را که در جستجویش هستند، به آنها عرضه کند. چنین افرادی، کسانی را می‌خواهند که بتوانند صنعت‌های آنها را برطرف کرده و احساس ارزشمندی و شایستگی را در درون آنها، به وجود آورند. اما مشکل اینجاست که هیچ کس نمی‌تواند، برای دیگری چنین کاری انجام دهد بلکه باید خودمان، برای خود کاری انجام دهیم. همیشه ما مجذوب افرادی می‌شویم که از لحاظ ضعف‌ها، مشکلات، نقاط ضعف، سلامت و... هم سطح ما باشند و ویژگی‌های مشترکی با ما داشته باشند، بنابراین فردی که به دنبال بدست آوردن عشق و محبت از دیگری است جذب فردی می‌شود که او نیز در پی بدست آوردن عشق و محبت است. هر دو طرف امیدوارند که طرف مقابل بتواند فلاء ها و نیازهای وی را برطرف سازد، اما از این امر غافلند که هردو احساس خلاء و نیاز می‌کنند و واقعاً چیزی برای ارائه به یکدیگر ندارند. در نتیجه اگر هدف از ازدواج به گرفتن عشق و محبت باشد و نه یک عشق دو طرفه (یعنی هم دادن و هم گرفتن) هیچ یک از دو طرف رابطه، مناسب و شایستة یکدیگر نیستند. هیچ فکر کرده‌اید که چرا به جای اینکه بپرسیم «فرد مناسب و شایسته برای من چه کسی است؟» نمی‌پرسیم «آیا من فرد شایسته و مناسبی هستم» و یا نمی‌پرسیم که «آیا من فردی هستم که ازدواج را برای یک عشق دو طرفه می‌خواهم یا اینکه فردی ناتوان و نیازمندم که می‌خواهم از طریق ازدواج عشق و محبت و ارزشمندی کسب کنم؟».
علت اصلی متلاشی شدن روابط بین دو نفر، یأس و ناامیدی نسبت به برآورده شدن انتظارات از طرف مقابل است. اما باید دانست که تا زمانی افراد نتوانند خود را دوست بدارند، به خود احترام بگذارند و احساس امنیت و آرامش درونی را برای خود به وجود آورند، قطعاً نمی‌توانند چنین کاری را برای فرد دیگر انجام دهند و چنین انتظاری را برای وی برآورده سازند.
زمانی که هدف شما از برقراری ارتباط، عشق ورزیدن متقابل و درس گرفتن از زندگی باشد، پیدا کردن شخص مناسب و شاید بسیار آسان و راحت خواهد بود.
افرادی که می‌خواهند درمورد خودشان چیزهای بیشتری یاد بگیرند، از لحاظ عاطفی و معنوی رشد کنند و خود مستقل برآورده ساختن نیازهای امنیت، آرامش، ارزشمندی و محبوبیت خود باشند، هرگز مجذوب افراد بسته، سلطه‌گر و نیازمند دریافت عشق از سوی دیگران، نخواهند شد. توجه داشته باشید که پیدا کردن فرد مناسب و شایسته یک شبه صورت نمی‌گیرد بلکه ماهها وقت لازم است تا بفهمید که آیا فرد حامی مناسب شما است یا نه. زمانی واقعاً به کیستی و ماهیت شخص مقابل پی می‌برید که با او دچار تعارض و تضاد شوید و ببینید که این فرد در تعارض ها چه عملی انجام می دهد. برخی از افراد در ظاهر خود را باز و دوست داشتنی جلوه می دهند اما همین که تعارضی پیش می‌آید، عصبانی می‌شوند کناره گیری می‌کنند و به مخالفت و مقاومت می‌پردازند. این افراد به جای اینکه تعارض موجود را بررسی کرده و از آن در مورد خود و طرف مقابل درس بگیرند، به نحوی سعی می‌کنند تا سر و ته قضیه را به هم آورند. پس باید در مورد هر فردی که می‌خواهید با او رابطه برقرار کنید باید ببینید که این فرد چگونه با تعارضات کنار می‌آید و چه مدت طول می‌کشد تا در صورت روی دادن تعارض آن را حل نماید.
هیچکدام از ما فردی کامل و بی عیب نیستیم و می‌توانیم در رابطه با فردی دیگر تعارض هایی را به وجود آوریم. پس باید به این نکته بسیار مهم توجه کرد که در ارتباط با شخص دیگر، وی تمایل دارد که تعارض ها را مورد بررسی قرار دهد تا اینکه با کنترل رفتار خود بخواهد به نحوی جلوی تعارض ها را بگیرد. آنچه مسلم است این است که تعارض ها در همة روابط روی می‌دهند، بنابراین اگر دو طرف رابطه نخواهند از تعارض به وجود آمده در جهت شناخت خود و دیگری استفاده کنند, این تعارض به صورت حل نشده باقی خواهد ماند و در نهایت منجر به از هم پاشی رابطه خواهد شد.
اگر می‌خواهید چیزهای بیشتری در مورد خود فراگیرید و ارتباط را وسیله ای برای محبت و عشق دو طرفه می‌دانید؛ باید در انتخاب فرد مناسب سه نکتة اصلی و بسیار مهم را مدنظر داشته باشید:
1 – فردی که می‌خواهید با او رابطه داشته باشید باید حداقل مقداری جذابیت برای شما داشته باشد. اگر در حلال شش ماه اول ارتباط با کسی، نتوانستید او را از لحاظ فیزیکی خراب ببینید، شانسی برای پیدا شدن جذابیت در آینده وجود نخواهد داشت.
2 – هر دو طرف باید در زمینة دلسوزی، همدلی و توجه به یکدیگر توانا باشند و در رابطة‌ خود با دیگر بیشتر نقش دهنده را داشته باشند تا گیرنده. اگر فرد مورد نظر شما، فقط به خواسته های خود توجه کند و به خواسته‌های شما توجه ای نکند، نمی‌تواند فردی مناسب برای شما باشد. شما نیز چنانچه احساس می‌کنید که فقط به خواسته‌های خود توجه می‌کنید و خواسته های طرف مقابل را درنظر نمی‌گیرید، هنوز آمادگی هنوز برای ازدواج را ندارید.
3 – دو طرف، نباید تعارض ها را به عنوان فرصتی برای برنده شدن و حق به جانب بودن، بدانند، بلکه باید سعی کنند از تعارض های به وجود آمده درس بگیرند و از طریق آنها یکدیگر را بهتر بشناسند.
هرچند عناصر دیگری از قبیل علائق و ارزش های مشترک نیز بسیار حائز اهمیت هستند، اما تا زمانی که سه مورد مذکور در رابطه‌ای وجود نداشته باشد، وجود موارد دیگر نمی‌تواند ضامن مناسبی برای بقاء و پایداری ارتباط باشد.



راهکارهای اصولی برای ازدواج سالم
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

شمـا تـا کــنون از طریق مقالات مختلف با مفاهیم واقعی ازدواج سـالـــم آشنا شده اید. ما نکاتی را به شما آموزش داده ایـم که اغلب زوج ها تصمیم دارند آنها را انجام دهند،
امــا معمولا هنگامیکه زمان عمل فرا می رسد در انجام آن شـکسـت مـی خـورند. صـرفا بـاید عاشق شوید و عاشق بـمانید. تنها چیزی که می تواند زندگی مشترک را از خطر
نـابودی نجات دهد، همین است:
تجدید احساسات عاشقانه
البته هیچ کس منکر این قضیه نیست که موفقیت در ازدواج تنها در سایه عشق به وجود نخواهد آمد. شما باید بخواهید؛ بخواهید که برای یکدیگر ارزش قائل باشید و از هم مراقبت کنید. در این راه باید از تمام تلاش خود بهره بگیرید. در حقیقت همان عشقی که بین شما دو نفر وجود دارد، انجام کارهای فوق الذکر را برایتان ساده تر میکند. اگر شما و همسرتان عمیقا عاشق یکدیگر باشید هر دو از جانتان برای دیگری مایه می گذارید و به هیچ وجه به خود اجازه نمی دهید که به اختلافات دامن بزنید.
زمانی که عاشق باشید، احساسات شخصی به شما کمک می کنند تا عواطف طرف مقابل را به درستی درک کنید. غرایزی در شما ایجاد می شود که تا کنون خودتان هم از وجود آنها بی خبر بوده اید. احساس می کنید که باید خونگرم، جذاب، گفتگو گر، صادق، و ستایشگر باشید. تمام این موارد زمانیکه عشق وجود داشته باشد به خودی خود به وجود آمده و کاملا طبیعی می باشند.
اما زمانیکه این احساس عشق دو طرفه وجود نداشته باشد، تمام مواردی که میتوانند به سلامت رابطه کمک کنند، در نظرتان غیر طبیعی جلوه می کنند. غریزه شما بر علیه زندگی مشترکتان قد علم می کند و به سمت جدایی گام بر می دارد. به همین دلیل در این بخش دلایلی جمع آوری شده است که با استناد به آنها می توانید عشق از دست رفته خود را باز یابید. زمانی که مجددا عشق و محبت به زندگی شما باز گردند، این مفاهیم می توانند به شما در حفظ آن تا پایان عمر کمک کنند.
شاید این دسته بندی با آنچه قبلا دیده اید اندکی متفاوت باشد، اما سعی کردیم ساختار آنها را کمی مرتب تر کنیم تا در ذهن خواننده نیز منطقی تر جلوه کند و بتواند مفاهیم کلی را بهتر درک نماید.
راهکار اصولی 1# بانک عشق
در تلاش های بی شائبه من در راه رسیدن به تکنیکی پیرامون حفظ سلامت زندگی مشترک به این نتیجه رسیدم که بهترین راه حل این است که به زوج ها آموزش دهیم چگونه می توانند عاشق یکدیگر شوند و چگونه می توانند این عشق را حفظ کنند. به همین دلیل، اصلی به نام "بانک عشق" را به وجود آوردم تا به وسیله آن زوج ها راحت تر دریابند که چگونه امکان دارد یک لحظه عاشق و دمی دیگر فارغ شد. با درک کلی این مطلب، زوج ها متوجه می شوند که هر کاری که انجام می دهند بر روی رابطه تاثیر مستقیم مثبت و یا منفی در بر دارد. این آگاهی باعث می شود تا همواره به طرف مقابل عشق بورزند و ازدواجشان را از خطر نابودی در امان نگه دارند.
درون وجود هر یک از انسان ها یک بانک عشق وجود دارد که اثرات رفتار دیگران با خود فرد را ثبت و ضبط می کند. هر کسی را که می شناسید یک حساب درون این بانک به نام خود دارد و هر کاری که انجام می دهند می تواند به حسابشان واحدهای عاطفی را بیفزاید یا کم کند. این سیستم شما را به صورت ناخودآگاه به سمت کسانی هدایت می کند که محبت بیشتری نثارتان می کنند. زمانی که شما یک فرد را با نیات خیرخواهانه می بینید، سپرده حساب او سیر صعودی پیدا می کند. زمانی که این سپرده به میزان معینی برسد (تا سر حد عشقی رمانتیک) رابطه صمیمانه و عاطفی میان شما و صاحب حساب به وجود می آید. اما زمانی که از این حد پایین تر رود، احساس نزدیکی و محبت شما نسبت به او از بین خواهد رفت. شما ممکن است به هر کسی که حسابش بالاتر از صفر باشد علاقه داشته باشید، اما فقط عاشق کسی می شوید که سپرده اش بالاتر از مرز عشق باشد.
البته باید به خاطر داشته باشید که احساسات نمی توانند شما را به راحتی تشویق به برقراری ارتباط مطلق با افرادی که خوشحالتان می کنند و یا بالعکس قطع رابطه با کسانیکه موجبات ناراحتی تان را فراهم می آورند، نمایند. زمانیکه با شخصی دارای احساسات بد رابطه برقرار می کنید، عملیات استرداد به صورت اتوماتیک در بانک عشق انجام خواهد شد. و اگر میزان آن بیشتر از سپرده گذاری باشد، حساب شخص مقابل می تواند به نقطه ای در پایین صفر نزول کند. در چنین حالتی بانک عشق تبدیل به بانک تنفر می شود. شما از کسانی که قدری پایین تر از صفر هستند، خوشتان نمی آید و اگر زیر خط نفرت باشند، شما از فرد مورد نظر متنفر خواهید شد.
سعی کنید همسری برای خود برگزینید که از او متنفر باشید!! احساسات شما هر کاری می کنند تا به نحوی از شر او خلاص شوند، شاید تنها راه حل منطقی که در نگاه اول به ذهنتان خطور می کند، طلاق باشد.
خانم ها و آقایون معمولا عادت دارند زمانی به دنبال مشاوره های خانوادگی بروند که در آستانه جدا شدن از هم قرار می گیرند. بانک عشق آنها تمام سپرده های خود را مصرف کرده و تقریبا به خط قرمز نزدیک شده است. از سوی دیگر هر چه از سپرده های بانک عشق کم می شود، موجودی حساب بانک نفرت افزایش پیدا می کند. این امر تا آنجایی ادامه پیدا می کند تا آنها دیگر از اینکه با هم در یک اتاق باشند هم فرار میکنند. آنها حتی نمی توانند به خاطر زندگی مشترکشان یک سال دیگر دندان روی جگر بگذارند و در کنار هم باقی بمانند، چه برسد به اینکه بخواهند دو مرتبه عاشق هم شوند.
اما شغل من این است: کاری کنم تا آنها مجددا عاشق هم شوند. من کاری می کنم تا آنها برداشت از حساب عشق را متوقف سازند و فقط به حساب خود سپرده اضافه کنند. من هر اصلی که برای آنها لازم و ضروری باشد را برایشان توضیح داده و تشریح می کنم.
راهکار اصولی 2# عادات و غرایز
غریزه نوعی الگوی رفتار در آدمی است که از زمان تولد در وجود او نهفته است. عادت ها الگویی هایی هستند که انسان در طول زندگی آنها را یاد می گیرد. هر دوی آنها بارها و بارها بدون هیچ وقفه ای همواره تکرار می شوند. اهمیت این دو مطلب در مقوله مورد بحث ما این است که هر دو، نوعی الگویی رفتاری به شمار می روند و همانطور که می دانید این الگوهای رفتاری هستند که برداشت و سپرده گذاری در بانک عشق را مقدور می سازند. از سوی دیگر بخش اعظم رفتار و خصوصیات فردی هر انسان از غرایز و عادات او نشات می گیرد.
غریزه و عادت می توانند سپرده گذاری هایی در بانک عشق انجام دهند. لذا دانستن این مطلب که چگونه می توان به انجام چنین کاری تمایل پیدا کرد، امری ضروری است. زمانی که نحوه اجرای آنرا فراگرفتید، سپرده گذاری به طور مکرر و بدون توقف انجام میپذیرد.
متاسفانه بسیاری از غرایز و عادات ما مانند فوران خشم و غضب منجر به کاهش موجودی حساب عشق می شود و از آنجاییکه امکان وقوع آنها بالاست، می توانند خطر جدی در نابودی حساب شما داشته باشند. اگر می خواهید به راستی در زندگی خود موفق باشید باید جلوی برخی از غرایز خود را بگیرید و بعضی از عادات خود را به دست فراموشی بسپارید. البته چشم پوشی از غرایز خیلی مشکل تر از عادت ها است، اما با اندکی تلاش می توان از هر دوی آنها اجتناب کرد.
همچنان که در بحث های آتی در مورد راهکارهای اصولی دیگر بحث خواهیم کرد، در ذهن خود، ارزش عادات خوب و ضرر عادات بد را مد نظر قرار دهید، چراکه در صورت تکرار تاثیرشان چند برابر خواهد شد.
1-سعی کنید بیشتر از آنکه در انتظار دریافت چیزی از همسرتان باشید چیزی به او ببخشید اگر هدف شما ایجاد حس رضایت و خوشبختی در همسرتان باشد مطمئن باشید فرصت های بی شماری برای رسیدن به این هدف پیدا خواهید کرد در این صورت شما نیز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهید شد. زیرا انسان ها همواره سعی می کنند خوبی های دیگران را جبران کنند.
2- از همسرتان انتظارات غیر واقعی نداشته باشید. اجتناب از انتظارات غیر واقعی می تواند از بروز بسیاری درگیری ها عصبانیت ها و سر خوردگی ها جلوگیری کند انتظار نداشته باشید همسرتان کامل و بی نقص باشد در ضمن هیچگاه او را با دیگران مقایسه نکنید.
3- سعی کنید نسبت به همه چیز دیدی مثبت داشته باشید.
4- به راه هایی فکر کنید که می توانید همسرتان را نسبت به انجام کارهایی که دوست دارید ترغیب کنید اگر این روش موثر نبود روش های دیگر را امتحان کنید و به یاد داشته باشید که تحسین و تعریف به موقع می تواند یک انگیزه قوی باشد
5- اهداف خود را طبقه بندی کنید و افکار خود را بر مهمترین هدفتان یعنی داشتن یک محیط خانوادگی آرام و شاد متمرکز کنید
6- هیچ گاه با همسرتان وارد جنگ قدرت نشوید به جای این کار با او به توافق برسید
7- همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنید در عوض سعی کنید روشی در پیش بگیرید که از تکرار این اشتباهات جلوگیری کند وقتی شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش می کنید احساسات او را جریحه دار می کنید و باعث آزار او می شوید.
8- اگر خدای ناکرده همسرتان به شما توهین کرد سکوت کنید و با او مقابله به مثل نکنید. با این کار از بروز بسیاری از بحث های غیر ضروری جلوگیری می کنید این لحظات به سرعت سپری خواهند شد و شما می توانید در زمان بهتری با همسرتان درباره رفتارش صحبت کنید ( البته این بدان معنا نیست که تصور کنید الزاما باید با یک همسر بدزبان و بدخو کنار بیایید و همیشه کج رفتاری های او را تحمل کنید, این مشکل دیگری است و راه حل های دیگری دارد)
در زمان حال زندگی کنید اشتباهات و وقایع تلخ گذشته را فراموش کنید و سعی کنید شرایط زندگی امروزتان را تغییر دهید
9- همواره از همسرتان بپرسید : برای اینکه زندگی ما شاد و دلپذیر باشد من چه کاری می توانم انجام دهم.

 


تقویت حافظه
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]


آیا غذایی وجود دارد که حافظه ما را تقویت کند؟
بسیاری از ما، به‌خصوص دانش‌آموزان، دانشجویان و خلاصه افرادی که به نحوی با امر یادگیری درگیرند، همیشه‌این علامت سوال را در ذهن دارند و کنجکاوند که بدانند چه چیزی باید بخورند تا حافظه‌شان تقویت شود. این مقاله سعی کرده است تا تحقیقاتی را که در این زمینه انجام شده است، به زبانی ساده برای شما شرح دهد تا خود در این‌باره قضاوت کنید.
در حقیقت این سوال جالب، بسیاری از محققان و دانشمندان را هم به مطالعه و تحقیق واداشته است و بر پایه‌این مطالعات، یافته‌های فراوانی مبنی بر وجود ارتباط میان رژیم غذایی و حافظه به دست آمده است. با وجود آنکه بیشتر این تحقیقات بر پایه‌ کمبودهای تغذیه‌ای بیماری آلزایمر و از دست‌دهی حافظه‌ مرتبط با سن است ولی مدارک علمی‌بسیاری نیز نشان می‌دهند که غذاهایی وجود دارند که با خوردن آنها حافظه فرد بالغ سالم نیز تقویت خواهد شد.
پیش از آنکه نظری به‌ این یافته‌ها بیندازیم، باید به دو نقطه ضعف آنها اشاره کرده و آنها را به ذهن بسپاریم. اول اینکه این مطالعات روی حیوانات انجام شده، بنابراین نمی‌توانیم ادعا کنیم که‌این اطلاعات به‌طور کامل منطبق بر بشر است و دوم آنکه حافظه چیزی نیست که به راحتی بتوانیم آن را اندازه‌گیری کرده و میزان تقویتش را بسنجیم. حال با این مقدمه نظری بر این تحقیقات و یافته‌ها می‌اندازیم:
·چند مطالعه علمی‌معتبر نشان داده‌اند که دریافت کربوهیدرات از منابع غذایی که فیبر بالا ولی  شکر یا آرد تصفیه شده کمتری دارند، با بهبود سطح حافظه در ارتباط است. همان‌طور که می‌دانید، غذاهای غنی از فیبر به مدت طولانی‌تری در دستگاه گوارش باقی می‌مانند (برعکس غذاهای حاوی قندهای ساده‌ای مانند شکر و یا آردهای تصفیه شده) و سبب افزایش سریع قند خون نمی‌شوند و قند خون را به مدت بیشتری بالا نگه می‌دارند که ‌این خود سبب عملکرد مناسب‌تر مغز می‌شود.
·براساس مطالعات، خوردن صبحانه‌ای حاوی غذاهای پروتئینی (تخم مرغ، گوشت، لبنیات، حبوبات) و غذاهای نشاسته‌ای پرفیبر (نان‌های تهیه شده از گندم کامل یا غلات پر فیبر) می‌تواند موجب تقویت حافظه و افزایش میزان توجه و دقت فرد شود. همچنین تحقیقات نشان داده‌اند که کولینی که در تخم مرغ وجود دارد، ممکن است برای تولید نروترنسمیتر استیل کولین سودمند باشد. سطوح پایین استیل کولین با بیماری آلزایمر مرتبط است، بنابراین توجه به‌این نکته شاید بتواند روند از دست‌دهی حافظه مرتبط با سن را به تأخیر بیندازد.
·در مطالعه‌ای که روی 70 سگ پا کوتاه انجام شد، دانشمندان متوجه شدند سگ‌های مسنتر که به مدت چند سال از یک رژیم غذایی غنی از مواد آنتی‌اکسیدانی استفاده کرده بودند، عملکرد بسیاری بهتری نسبت به هم‌نوعان جوان خود در آزمون‌ها و یادگیری مهارت‌های جدید داشتند. با وجود اینکه تحقیقات برای اثبات این فرضیه روی بشر هنوز هم ادامه دارد اما دلیلی برای منتظر ماندن ما وجود ندارد. پس به هرم راهنمای غذایی مراجعه و بررسی کنید که به چه مقدار از میوه‌ها و سبزی‌ها که منابع غنی از مواد آنتی‌اکسیدانی هستند نیاز دارید.
·درحالی که مزایای بسیار زیاد اسیدهای چرب امگا 3 برای سلامت انسان ثابت شده است ولی مطالعات روی آنها همچنان ادامه دارد و به تازگی نیز تحقیقات بسیاری برای اثبات نقش این چربی‌ها در پیشگیری از زوال عقل و از دست دادن حافظه در دست انجام است. بهترین منابع اسیدهای چرب امگا 3 : ماهی‌های پرچرب مانند سالمون، ماکرل، قزل آلا، شاه ماهی، ساردین، تن آلباکور و از گیاهان روغن‌های دانه کتان، کانولا، لوبیای سویا و گردو است. پس برای تقویت حافظه خود بهای بیشتری به ماهی در رژیم غذایی خود بدهید.
·60 درصد بدن و تقریبا 75 درصد مغز ما از آب تشکیل شده است، بنابراین پر واضح است که آب روی سلامت ما نقش بسیار مهمی‌ دارد. با اینکه هیچ تحقیقی مبنی بر اینکه نوشیدن آب حافظه را تقویت می‌کند، انجام نشده است ولی می‌دانید که حتی یک کم آبی جزیی نیز به گیجی و اختلال در حافظه منجر می‌شود. به عبارت دیگر، برای نوشیدن آب درنگ نکنید.
در خاتمه باید بگوییم که تمامی ‌این تحقیقات از آنچه هرم راهنمای‌های غذایی به ما توصیه می‌کند، حمایت می‌کنند: رژیم غذایی متعادل با مقدار زیاد میوه و سبزی، پرفیبر که از مقدار زیادی آرد تصفیه شده یا شکر تهیه نشده باشد و مصرف چربی‌های غنی از امگا 3 به جای چربی‌های غنی از اسیدهای چرب اشباع و ترانس.
پس می‌بینید که تقویت ذهن را هم می‌توانیم به منافع داشتن رژیم غذایی متعادل و متنوع اضافه کنیم.




10 راهکار اصولی برای متحول کردن زندگی
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگیست. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی رسید. شیوه ی تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید. باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی شود. به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می گردد.
ما قصد داریم تا در این مقاله مهم ترین تکنیک های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.
1- ریتم زندگی خود را آرام کنید
شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگیتان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید.
سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید تا در عین حال بتوانید بیش از پیش از زندگی لذت ببرید. مشغولیت های بی مورد نه تنها لذت تماشای مناظر بی نظیر زندگی را از شما می گیرند بلکه باعث می شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می روید، و چه کاری انجام می دهید نیز نداشته باشید.
ادی کانتور
2- خواستار تغییرباشید
"تمایل داشتن" ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، آنگاه هیچ چیز در این دنیا نمی تواند شما را مجبور به تغییر کند.
به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد. اصلاً مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می کنید که زندگیتان اصلاً خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع جود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.
3- مسئولیت پذیر باشید
قبول مسئولیت های زندگی یک "باید" است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگیتان رخ می دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما و یا وضعیت بد اقتصادی جامعه نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیماً به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانیکه مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید.
باید تصمیم بگیریم که خودمان و نه اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.
استفان کوی
4- ارزش های اصلیتان را مرور کنید
در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آنها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگیتان وجود دارد چیست؟ احساس می کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ اینها ارزش هایی هستند که خودتان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشید. آنها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.
5- دلایل مهم زندگیتان را پیدا کنید
ایجاد تغییر کار ساده ای نیست چراکه شما باید بر سکون حاکم بر زندگی خود غلبه کنید. درست مثل یک شاتل فضایی که برای غلبه بر جاذبه ی زمین نیاز به یک موشک پرقدرت دارد. شما هم برای غلبه بر سکون موجود در زندگی نیاز به یک منبع پرقدرت انرژی دارید. دلیل شما برای تغییر درست همان منبع انرژی است. برای پیدا کردن این دلایل ببینید چه چیزهایی برایتان مهم هستند.
6- افکار نیرو بخش را جایگزین افکار محدود کننده کنید
افکار محدود کننده جزء بزرگترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می کنند. ابتدا باید آنها را پیدا کنید تا بعداً بتوانید بر آنها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:
"من نمی توانم...."
"قادر نیستم که ...."
"من هیچ وقت نتوانستم ...."
"هیچ راهی وجود ندارد که ...."
هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن نمایید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله ی مثبت بنویسید.
7- عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید
شما می بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. آیا عاداتی هستند که همیشه شما را از اقدام کردن باز می دارند؟ آیا رفتارهایی هستند که باید از آنها دست بشکنید؟ بهتر است که لیستی از آنها تهیه نمایید.
سپس به جای اینکه سعی کنید آنها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آنها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.
8- برای خود الگو و مربی انتخاب کنید
پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان ها محسوب می شود. او می تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید.
البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید. در کارها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.
9- انتظارات منطقی داشته باشید
باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده تر است و هر چه جلوتر می روید موانع و مشکلات هم بیشتر می شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می دارند.
10- پیوسته در حرکت باشید
مسئله اصلی آغاز نمودن کار است. زمانیکه شروع کردید، آنوقت می توانید با سرعت دلخواه به جلو پیش بروید. درست مثل هل داد ماشین، در ابتدا باید نیروی زیادی به آن وارد کنید تا راه بیفتد، اما وقتی راه افتاد نیاز به انرژی کمتری دارد.
همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. همانطور که قبلاً هم گفتیم تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.



چطور عادات خوب به عادات بد تبدیل می شوند ؟
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

خیلی غیرعادی نیست که عادت های خوب به عادت های بد تبدیل شوند. این اتفاق معمولاً زمانی می افتد که عادات خوب تا حد افراط پیش می روند. به همین خاطر است که باید همیشه مراقب رفتارهایتان باشید، حتی اگر رفتارهایی مثبت باشند.
آنهایی که می خواهند همه چیز همیشه بهترین باشد، آدمهای موفقی هستند، حداقل تازمانیکه خیلی افراطی پیش نروند. وقتی این حساسیت هایشان منجر به کمال گرایی محض می شود، عادات خوبشان به عادت های بد تغییر می یابد. و وقتی به این نقطه می رسند، درست کردن اوضاع دیگر خیلی سخت می شود.
گاهی اوقات بعضی ها تمیزی و پاکیزگیشان را به یک عادت بد مبدل می کنند. اول همه چیز خیلی خوب شروع می شود. هدفشان فقط این است که همه چیز مرتب و تمیز باشد و برای رسیدن به چنین هدفی وقت زیادی می گذارند. بعد کم کم به افراط کشیده می شود. هر لکه و گرد و خاکی عصبیشان می کند و بدتر از همه این است که از عالم و آدم توقع دارند که مثل خودشان وسواس داشته باشند.
دو موقعیت بد دیگر هست که بعضی ها عادت پس انداز کردن را به یک عادت بد تبدیل می کنند. اولین حالت زمانی است که فرد برای روز مبادا یا برای آینده خود شروع به پس انداز کردن می کند. برای اینکار آنها یک حساب پس انداز باز کرده و شروع به پرکردن آن می کنند. اگر بخواهند این عادت خوب را به افراط بکشند، مطمئناً به یک فرد خسیس تبدیل خواهند شد. و چون پولی که درمی آورند باید روانه حساب پس اندازشان شود، دیگر حتی برای بچه هایشان لباس نو نمی خرند. اینها همانهایی هستند که از فرط خست ماشینی سوار می شوند که هر هفته باید به تعمیرگاه برود.
موقعیت مشابه این زمانی است که افراد شروع به خرید عمده می کنند. در ابتدا اینطور به نظر می رسد که اجناس مختلف را ذخیره می کنند اما این انبار کردن ها در حد معقول باقی نمی ماند. اگر این رفتار به یک عادت بد تبدیل شود، سرتاسر انباری، گاراژ، پارکینگ و همه کمدها با موادغذایی و موادشوینده اضافی پر می شود.
ممکن است فکر کنید که چطور توجه و نگرانی درمورد اطرافیان و دیگران می تواند به یک عادت بد تبدیل شود. آدمهایی که اینقدر به فکر دیگران هستند افرادی مهربان و خیرخواهند که مراقب سلامت اطرافیانشان هستند. عادت بد زمانی ایجاد می شود که این آدمها نیازهای دیگران را خیلی مقدم بر نیازهای خود قرار می دهند و این وضعیت اختلالات و مشکلات روحی-روانی بسیاری را برای فرد ایجاد خواهد کرد.
احتمالاً شنیده اید که هیچ سوالی احمقانه نیست. معمولاً افراد به سوال کردن در کلاس درس و محل کار تشویق می شوند اما این رفتار زمانی به یک عادت بد تبدیل می شود که افراد بدون هدف و منظور یکسره سوال می کنند. این سوال کردن ها گاهی آنقدر زیاد می شود که دیگر وقتی برای انجام کار نمی ماند.
این مثال ها نشان می دهد که به دنبال هر افراط گرایی یک عادت بد ایجاد خواهد شد. باملاحظه و مهربان باشید اما نه به قیمت از دست دادن سلامت خودتان. حتماً باید یک حساب پس انداز داشته باشید اما مطمئن شوید که نیازهای خانواده تان هم حتماً برآورده شود. اجازه ندهید که عادت های خوبتان به عادت های بد تبدیل شود و زندگی را برایتان دشوارتر کند. همیشه یادتان باشد، رمز موفقیت در حفظ تعادل است.




💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران