اینم کلیپ طنز از رانندگی خانم ها!
خانم های محترم این فیلم فقط جنبه طنز داره!
«جهت مشاهده کلیپ و دانلود بر روی تصویر کلیک نمایید!»

لطفا واستید کامل بشه بعد ببینید!

این داستان رو تو وب یکی از دوستان خوندم به دلیل قشنگی گذاشتم! اینم وب حورا جون که مطلب رو ازش برداشتم!دوست خوب یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ دلیلشو نمیدونم …اما واقعا”*دوست دارم تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟ من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی باشه.. باشه!!! میگم… چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت، دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟ نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره عشق دلیل میخواد؟ نه!معلومه که نه!! پس من هنوز هم عاشقتم.
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم
تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم تو دیگه رفتی که رفتی نمی یای، نمیای پیشم می دونم اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار با چشای خیس و گریون ، نمی گم خدا نگه دار 
بهم گفت که دوستم داره دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ.................................................
بهم گفت اگه پاش باشه تا ته حادثه میاد
بهم گفت که نفسهاشم
اگه باشم میمونه
بهم گفت شور بودن رو
توی نگام می خونه ...
دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ گفت .... دروغ گفت ....
می گفتش من هواشم
تموم قصه هاشم
می گفت من آبروشم
همیشه روبروشم
می گفت از خاکی دوره
می گفت سنگ صبوره
می گفت تنها نمی شم
می گفت می مونه پیشم
اگه گفتم تنهام نذار
اگه گفتم تو تنها پناه یار بی پناهم شو
اگه گفتم تا ته تهش باهام بمون
این نبود معناش که وابسته شدم
یا کف اون چشمات و نقش ابرو هات شدم
معناش این بود که من عاشق وجودت شدم!
عاشق احساس قلبی تو نسبت به خودم شدم!
دوست دار محبت های ساختگی و یا بهتر بگم خام دروغ های قشنگت شدم!
صدام رو به سکوت میفروشم و دیگه نگو خاطره هام همه پاک میشن
ده دادم رو در نیار
مگه میشه فراموش کرد،بوسه هات رو نامرد
مگه میشه آغوش گرمت رو فراموش کرد
تن با دیگری هم آغوش کرد...........
پس بده عشقمو تا برم
من واسه جدایی حاظرم
که من تنها تو بی دردی
چرا خون به دلم کردی؟
یه زندگی فدای تو شد
فدای لحظه های تو شد
بزار برم فراموشت کنم عزیزم
دل من دیگه تورا لایق عشق نمیدونه
دل من خسته شده نمیکشه نمیتونه
توی خوابی تمومش کن بزار باشه چشمهای من
از این راه پر از چاله دیگه بریده پای من
عشق تو از بس که خروش آوردیم
دریای سپهر را به جوش آوردیم
چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت
رفتیم و زبانهای خموش آوردیم
مختارنامه عطار
———————————-
اندر دل من بدین عیانی که تویی
وز دیده من بدین نهانی که تویی
وصاف ترا وصف نداند کردن
تو خود به صفات خود چنانی که تویی
خواجه عبدالله انصاری
———————————-
می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت
بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت
زنهار به کس مگو تو این راز نهفت
هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت
———————————-
الله به فریاد من بی کس رس
فضل و کرمت یار من بی کس بس
هر کسی به کسی و حضرتی مینازد
جز حضرت تو ندارد این بی کس کس
———————————-
ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد
چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد
فرهاد صفت در آرزویی شیرین
دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد
———————————-
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
———————————-
ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود
در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود
من عاشق واو زعشق من بی خـبر است
ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود
———————————-
چون عود نبود چوب بید آوردم
روی سیه و موی سپید اوردم
خود فرمودی که نا امیدی کفر است
فرمان تو بردم و امید آوردم
خواجه عبدالله انصاری
———————————-
در مذهب عاشقان قرار دگر است
وین باده ناب را خمار دگر است
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کار دگر است و عشق کار دگر است
———————————-
ای جمله بی کسان عالم را کس
یک جو کرمت تمام عالم را بس
من بی کسم و تو بی کسان را یاری
یارب تو به فریاد من بی کس رس
———————————-
من مانده ام و شعر سرودن بی تو
از خواب غزل پلک گشودن بی تو
———————————-
در بستر بی رحمی و خون زاده شدم
از اول عمر با جنون زاده شدم
خاکستریم .دست خودم نیست عزیز
ققنوسم از آتش درون زاده شدم
———————————-
چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است
خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است؟
خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود،
صید را زنده گرفتن هنر صیاد است
———————————-
کم نامهی خاموش برایم بفرست
از حرف پرم گوش برایم بفرست
دارم خفه میشوم در این تنهایی
لطفاً کمی آغوش برایم بفرست
———————————-
در دفتر شعر من صدا پنهان است
یک رود پر از ستاره در جریان است
من در سر خود ابر زیادی دارم
جیب کلمات من پر از باران است
———————————-
در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا
روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا
هر که از روی دل جانم فدایش می کنم
مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا
———————————-
من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی
یک شکر از هزار نتوانم کرد
خواجه عبدالله انصاری
———————————-
درخت غم بجانم کرده ریشه
بدرگاه خدا نالم همیشه
رفیقان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگست وادم مثل شیشه
———————————-
ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!
ای حسرت روزهای شیرین در من!
بی مهری انسان معاصر در توست
تنهایی انسان نخستین در من!
میلاد عرفان پور
———————————-
دیشب باران قرار با پنجره داشت
روبوسی آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک، … چکار با پنجره داشت
قیصر امین پور
———————————-
دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند
در فراقش ای دل من بینوایی میکند
او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من
کار دل را بین که بهرش بیقراری میکند
———————————-
دلم تنگ است امشب بهر زاری
به روی موج گریه تک سواری
صفای گریه ای در خلوتم را
نمی بخشم به سال خنده داری
———————————-
کم زندگی مرا نمایش بدهید
تابوت برای من سفارش بدهید
باید بروم گور خودم را بکنم
لطفآ دو سه سطر مرگ را کش بدهید
———————————-
سردم شده است و از درون می سوزم
حالا شده کار هر شب و هر روزم
تو شعر مرا بپوش سرما نخوری
من دکمه ی این قافیه را می دوزم
———————————-
بیهوده در اضطراب ماندیم همه
در تاب و تب و عذاب ماندیم همه
این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد
عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه
———————————-
با دیدن تو دست و دلم می لرزد
زیبایی تو چقدر وحشتناک است
انگار که چاره ای ندارم دیگر
دختر!پدر تو بود چوپان می خواست؟
———————————-
من آمده ام که با تو راهی بشوم
آنی که تو از دلم بخواهی بشوم
دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!
می خواهم از این به بعد ماهی بشوم
———————————-
در اوج یقین اگر چه تردیدی هست
در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمک زدن ستاره در شب، یعنی
توی چمدان ماه خورشیدی هست