مزایا و معایب ساختمان فلزی
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

مقاومت زیاد: مقاومت قطعات فلزی زیاد بوده و نسبت مقاومت به وزن از مصالح بتن بزرگتر است ، به این علت در دهانه های بزرگ سوله ها و ساختمان های مرتفع ، ساختمانهائی که برزمینهای سست قرارمیگیرند ، حائز اهمیت فراوان میباشد .

 خواص یکنواخت : فلز در کارخانجات بزرگ تحت نظارت دقیق تهیه میشود ، یکنواخت بودن خواص آن میتوان اطمینان کرد و خواص
آن بر خلاف بتن با عوامل خارجی تحت تاثیر قرار نمی گیرد ، اطمینان در یکنواختی خواص مصالح در انتخاب ضریب اطمینان کوچک مؤثر است که خود صرفه جو یی در مصرف مصالح را باعث میشود .

 دوام : دوام فولاد بسیار خوب است ، ساختمانهای فلزی که در نگهداری آنها دقت گردد . برای مدت طولانی قابل بهره برداری خواهند بود - خواص ارتجاعی : خواص مفروض ارتجاعی فولاد با تقریبی بسیار خوبی مصداق عملی دارد . فولاد تا تنشهای بزرگی از قانون هوک بخوبی پیروی مینماید . مثلآ ممان اینرسی یک مقطع فولادی را میتوان با اطمینان در محاسبه وارد نمود . حال اینکه در مورد مقطع بتنی ارقام مربوطه چندان معین و قابل اطمینان نمی باشد .

 شکل پذیری : از خاصیت مثبت مصالح فلزی شکل پذیری ان است که قادرند تمرکز تنش را که در واقع علت شروع خرابی است ونیروی دینامیکی و ضربه ای را تحمل نماید ،در حالیکه مصالح بتن ترد و شکننده در مقابل این نیروها فوق العاده ضعیف اند. یکی از عواملی که در هنگام خرابی ،عضو خود خبر داده و ازخرابی ناگهانی وخطرات ان جلوگیری میکند.

 پیوستگی مصالح : قطعات فلزی با توجه به مواد متشکه آن پیوسته و همگن می باشد و ولی در قطعات بتنی صدمات وارده در هر زلزله به پوشش بتنی روی سلاح میلگرد وارد میگردد ، ترکهائی که در پوشش بتن پدید می آید ، قابل کنترل نبوده و احتمالا" ساختمان در پس لرزه یا زلزله بعدی ضعف بیشتر داشته و تخریب شود .

مقاومت متعادل مصالح،مقاومت : مصالح فلزی در کشش و فشار یکسان ودر برش نیز خوب و نزدیک به کشش وفشار است .در تغییر وضع بارها، نیروی وارده فشاری ، کششی قابل تعویض بوده و همچنین مقاطعی که در بار گذاری عادی تنش برشی در انها کوچک است ، در بارهای پیش بینی شده ،تحت اثر پیچش و در نتیجه برش ناشی از ان قرار میگیرند. در ساختمانهای بتنی مسلح مقاومت بتن در فشار خوب ، ولی در کشش و یا برش کم است. پس در صورتی که مناطقی احتمالآتحت نیروی کششی قرار گرفته و مسلح نشده باشد تولید ترک و خرابی مینماید.

 انفجار : در ساختمانهای بارهای وارده توسط اسکلت ساختمان تحمل شده ، از قطعات پرکننده مانند تیغه ها و دیواره ها استفاده نمی شود . نیروی تخریبی انفجار سطوح حائل را از اسکلت جدا می کند و انرژی مخرب آشکار میشود ، ولی ساختمان کلا" ویران نخواهد گردید . در ساختمانهایی بتن مسلح خرابی دیوارها باعث ویرانی ساختمان خواهد شد .


 تقویت پذیری و امکان مقاوم سازی : اعضاء ضعیف ساختمان فلزی را در اثر محاسبات اشتباه ، تغییر مقررات و ضوابط ، اجراء و .... میتوان با جوش یا پرچ یا پیچ کردن قطعات جدید ، تقویت نمود و یا قسمت یا دهانه هائی اضافه کرد .

 شرا
یط آسان ساخت و نصب : تهیه قطعات فلزی در کارخانجات و نصب آن در موقعیت ، شرایط جوی متفاوت با تهمیدات لازم قابل اجراء است .

 سرعت نصب : سرعت نصب قطعات فلزی نسبت به اجراء قطعات بتنی مدت زمان کمتری می طلبد .

 پرت مصالح : با توجه به تهیه قطعات از کارخانجات ، پرت مصالح نسبت به تهیه و بکارگیری بتن کمتر است .

 وزن کم : ‌میانگین وزن ساختمان فولادی را می توان بین 245 تا 390 کیلوگرم بر مترمربع و یا بین 80 تا 128 کیلوگرم بر مترمکعب تخکین زد ، درحالی که در ساختمانهای بتن مسلح این ارقام به ترتیب بین 480 تا 780 کیلوگرم برمترمربع یا 160 تا 250 کیلوگرم برمترمکعب می باشد .


 اشغال فضا :‌ در دو ساختمان مساوی از نظر ارتفاع و ابعاد ، ستون و تیرهای ساختمانهای فلزی از نظر ابعاد کوچکتر از ساختمانهای بتنی میباشد ، سطح اشغال یا فضا مرده در ساختمانهای بتنی بیشتر ایجاد میشود .

 ضریب نیروی لرزه ای : حرکت زمین در اثر زلزله موجب اعمال نیروهای درونی در اجزاء ساختمان میشود ، بعبارت دیگر ساختمان برروی زمینی که بصورت تصادفی و غیر همگن در حال ارتعاش است ، بایستی ایستایی داشته و ارتعاش زمین را تحمل کند . در قابهای بتن مسلح که وزن بیشتر دارد ، ضریب نیروی لرزه ای بیشتر از قابهای فلزی است . تجربه نشان میدهد که خسارت وارده برساختمانهای کوتاه و صلب که در زمینهای محکم ساخته شده اند ، زیاد است . درحالیکه در ساختمانهای بلند و انعطاف پذیر ، آنهائی که در زمینهائی نرم ساخته شده اند ، صدمات بیشتری از زلزله دیده اند . بعبارت دیگر در زمینهای نرم که پریود ارتعاش زمین نسبتا" بزرگ است ، ساختمان های کوتاه نتایج بهتری داده اند و برعکس در زمینهای سفت با پریود کوچک ، ساختمان بلند احتمال خرابی کمتر دارند.

عکس العمل ساختمانها در مقابل حرکت زلزله بستگی به مشخصات خود ساختمان از نظر صلبیت و یا انعطاف پذیری آن دارد و مهمترین مشخصه ساختمان در رفتار آن در مقابل زلزله ، پریود طبیعی ارتعاش ساختمان است.

معایب ساختمانهای فلزی:

 ضعف در دمای زیاد : مقاومت ساختمان فلزی با افزایش دما نقصان می یابد . اگر دکای اسکلت فلزی از 500 تا 600 درجه سانتی گراد برسد ، تعادل ساختمان به خطر می افتد .

 خوردگی و فساد فلز در مقابل عوامل خارجی : قطعات مصرفی در ساختمان فلزی در مقابل عوامل جوی خورده شده و از ابعاد آن کاسته میشود و مخارج نگهداری و محافظت زیاد است .

 تمایل قطعات فشاری به کمانش : با توجه به اینکه قطعات فلزی زیاد و ابعاد مصرفی معمولا" کوچک است ، تمایل به کمانش در این قطعات یک نقطه ضعف بحساب می رسد .

 جوش نامناسب : در ساختمانهای فل
زی اتصال قطعات به همدیگر با جوش ، پرچ ، پیچ صورت میگیرد . استفاده از پیچ و مهره وتهیه ، ساخت قطعات در کارخانجات اقتصادی ترین ، فنی ترین کار می باشد که در کشور ما برای ساختمانهای متداول چنین امکاناتی مهیا نیست . اتصال با جوش بعلت عدم مهارت جوشکاران ، استفاده از ماشین آلات قدیمی ، عدم کنترل دقیق توسط مهندسین ناظر ، گران بودن هزینه آزمایش جوش و ...... برزگترین ضعف میباشد.

تجربه ثابت کرده است که سوله های ساخته شده در کارخانجات درصورت رعایت مشخصات فنی و استاندارد ، این عیب را نداشته و دارای مقاومت سازه ایی بهتر در برابر بارهای وارده و نیروی زلزله است.



کوتاه و پر معنی
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 

  اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند**
**دیگر گوسفند نمی** **درند**
**به نی چوپان دل می** **سپارند و گریه می** **کنند...**
** **
****♡**Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡*

** **
**مي** **داني ... !؟ به رويت نياوردم ... ! **
** از همان زماني كه جاي " تو " به " من " گفتي : " شما " **
**فهميدم **
**پاي " او " در ميان است ...**
** **
*♡**Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡*

****
***اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!**
****
*♡**Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡*

** **
**می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .**
** عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد **
**بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... **
**بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . **
**تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. **
**تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود **
**و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...!**

Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
*این روزها به جای" شرافت" از انسان ها *
* فقط" شر" و " آفت" می بینی !*
* *
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
*راســــــتی،
دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام...!
"حــــال مـــن خـــــــوب اســت" ... خــــــوبِ خــــوب*
* *
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
*می‌دونی"بهشت" کجاست ؟ *
*یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب ! *
*بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری...*
* *
Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
*وقتی کسی اندازت نیست *
* دست بـه اندازه ی خودت نزن...*
* *
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
*این روزها "بــی" در دنیای من غوغا میکند!
بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،
بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا
*
*بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام
،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح
، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان *
*بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو......*
* *
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart
* *
*ماندن به پای کسی که دوستش داری *
* قشنگ ترین اسارت زندگی است !*
* *
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart


* *
*می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما*
* بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...*
* *
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!*
**
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
*مگه اشك چقدر وزن داره...؟ *
*که با جاري شدنش ، اينقدر سبک مي شيم...*
* *
*♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart

* *
*من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم ...*
* یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم *
* ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه ...*
*و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!*


                                                  *♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart♡♡Heavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heartHeavy black heart



از همه دل بریده ام دلم اسیر یک نگاست...
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 

 

                        

 

 

دوباره یک غروب دلنشین
دوباره یک صدا،
صدای سبز
دوباره می پرد کبوتری
به دور گنبد حرم
دوباره چشمهای من
پر از نگاه کاشی و ستاره می شود
کنار حوض
دوباره ذهن من
پر از صدای بالهای یک فرشته می شود
نگاه کن!
من آن کبوترم
به دور گنبد طلایی اش
چه عاشقانه می پرم...

 

بچه ها مشهد بودم جاتون خالی بود....خیلی خوش گذشت....

واسه عاقبت به خیری اول همه جوونا بعدش خودم دعا کردم.



5 راه برای کاهش خستگی چشم هنگام کار با کامپیوتر
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

اگر شما هم کارتان دائما با کامپیوتر سروکار دارد، مطمئنا با دردهایی همچون گردن‌درد، سوزش یا خستگی چشم و گاهی هم سردرد آشنایی دارید. در این ایمیل قصد داریم روش‌هایی برای جلوگیری از خستگی و آسیب به چشم هنگام کار کردن با کامپیوتر را آموزش دهیم.


 

وضعیت قرارگیری مانیتور خود را تنظیم کنید

تنظیم صحیح وضعیت قرارگیری مانیتور می‌تواند خستگی چشم را به میزان زیادی کم کند. مانیتور باید به گونه‌ای قرار گیرد که فاصله آن از چشم شما بین 50 تا 75 سانتی‌متر باشد.

ضمنا بالاترین قسمت مانیتور باید هم سطح و در راستای چشم شما باشد. به گونه‌ای که نگاهتان هنگام کار با مانیتور باید رو به پایین باشد نه بالا.

 

نورپردازی را به درستی تنظیم کنید

منظور از نورپردازی، تنظیم نور مانیتور نیست. منظور تنظیم نور محیطی اتاق است. نورهای فلورسنت در شرکت‌ها به‌وفور مورد استفاده قرار می‌گیرند. بازتاب این نور در مانیتور باعث خستگی چشم شما می‌شود.

نور خانه یا شرکت هیچ گاه نباید از روبرو یا پشت سرتان به صورت مستقیم به نمایشگر بتابد. چراکه به این ترتیب چشم شما خسته می‌شود.

بهتر است به جای نور مهتابی از چراغ‌های رومیزی استفاده کنید و آنها را طوری تنظیم کنید که از کنار به صورت غیر‌مستقیم به مانیتور بتابد.

 

از قانون 20-20-20 استفاده کنید

هر 20 دقیقه به یک شی که در فاصله حداقل 20 فیتی (6 متری) شما قرار دارد، 20 ثانیه نگاه کنید.

این راه همچون ورزشی برای چشم شما بوده و چشم شما را از آسیب دیدن و خستگی در امان می‌دارد. اگر فراموش می کنید که هر 20 دقیقه این کار را انجام دهید، برنامه استراحت چشم را روی سیستم ویندوزی یا مک خود نصب کنید.

 

از عینک‌های مخصوص کار با کامیپوتر استفاده کنید

نور مصنوعی حاصل از لامپ‌ها به اضافه نور مانیتور و همچنین نور طبیعی محیط، به چشم شما فشار می‌آورد. پس بهتر است به روشی جلوی این همه نور را بگیرید.

بهترین راه برای جلوگیری از ورود این حجم نور به چشم شما، استفاده از عینک‌های مخصوص کامیپوتر یا Gunnar است. این عینک‌ها مجهز به شیشه‌های کمرنگ زرد هستند و نور آبی ساتع شده از مانیتور را خنثی می‌کنند.

این عینک کمی درشت‌نمایی نیز می‌کند و امکان مطالعه متون را ساده‌تر می‌نماید. قیمت عینک Gunnar معادل 80 دلار است.

 

تنظیمات را طوری تغییر دهید که چشمتان اذیت نشود

زمانیکه وسایل شما در قسمت‌های مختلف میز کارتان گسترده شده، چشم شما با نگاه کردن به هریک از آنها، دائما در حال تنظیم کردن خودش است. برای جلوگیری از این موضوع بهتر است وسایلی که بیشتر به آنها نگاه می‌کنید را در یک راستا و نزدیک به هم قرار دهید. به طور مثال، کیبورد خود را کاملا به مانیتور نزدیک کنید تا زمانیکه نگاهتان دائما از کیبورد به مانیتور تغییر می‌کند نیاز به تنظیم نداشته باشد و کمتر خسته شود.



حقایق جالب
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 


1-     پول از کاغذ درست نشده بلکه از کتان ساخته شده.
2-     اعلامیه استقلال آمریکا بر روی کاغذهایی از جنس حشیش نوشته شده.
3-     اگه یه دونه کشمش رو داخل شامپاین تازه بیندازید مدام بالا و پایین میره.
4-     در سال 1996 در دیکشنری معروفWebster’s   315 مورد اشتباه وجود داشت.
5-     روزانه به طور متوسط 12 نوزاد به پدر و مادر اشتباهی تحویل داده میشوند.
6-     اغلب رژ لب ها از پولک ماهی درست شدن.
7-     در دهه ی 1830 سس گوجه فرنگی به عنوان دارو به فروش می رفت.
8-     لئوناردو داوینچی قادر بود همزمان با یک دست بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند!
9-     در کازینوهای قمار بازی درLas Vegas  هیچ ساعتی وجود نداره!
10- در زبان انگلیسی هیچ لغتی نیست که با این سه کلمه هم وزن باشه: Orange, Purple, silver .
11- کرفس کالری منفی داره، یعنی مقدار انرژی که برای هضم کردنش لازمه از مقدار کالری بدست اومده از خوردن کرفس بیشتره!!
12- فضانوردان اجازه ندارن قبل از رفتن به فضا لوبیا بخورن چون باد شکم لباس فضایی اونها رو خراب می کنه!!
13- مایع موجود در نارگیل نارس رو میشه به جای پلاسمای خون استفاده کرد.
14- هیچ ورق کاغذی رو نمیشه بیشتر از 7 مرتبه روی خودش تا زد.
15- تعداد آدمهایی که هرساله بر اثر سقوط از روی الاغ میمیرن از تعدادی که بر اثر سقوط هواپیما میمیرن بیشتره!!
16- تنها شاه دل در میان شاه های پاسور سبیل ندارد!
17- ناهید تنها سیاره ایست که در جهت عقربه های ساعت به دور خودش میگردد!
18- بیشتر گرد و غبار موجود در منزل از پوست مرده ایست که از بدن شما میریزد!
19- اگر سر سوسک حمام را قطع کنید تا 9 روز زنده میماند و سپس به دلیل گرسنگی میمیرد!
20- همه ی غذاها نهایتا تا 6 ساعت در بدن میمانند و سپس دفع میشوند،غذایی که طولانی ترین مدت ماندگاری در بدن را دارد همبرگر است که 3 روز در روده ها باقی میماند!
21- مروارید در سرکه حل میشود.
22- بعضی از قالیچه های ایرانی 500 سال طول میکشد تا از بین برود.
23- هرساله در شب هالووین بیش از 2 میلیارد دلار شیرینی فروخته میشود.
24- برای اینکه 700 گرم به وزن شما اضافه شود باید 9 کیلوگرم سیب زمینی بخورید.
25- شیرینی تنها مزه ایست که جنین در رحم مادر میفهمد.
26- اگر شما 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بکشید،با انرژی آزاد شده میتوان یک فنجان قهوه را گرم کرد!
27- زنبور عسل 5 چشم دارد که دوتای اصلی در بغل سر و سه تای دیگر روی سرش قرار دارند.
28- بالا بردن گاو از پله ها امکان پذیر است اما پایین آوردنش محال!
29- دندانپزشکان توصیه میکنند که محل نگهداری مسواک از دستشویی باید حداقل دومتر باشد.
30- اولین محصولی که روی آن بارکد زده شد آدامس Wrigley بود.




اهل دانشگاهم!!!
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

اهل دانشگاهم

رشته ام الافی;ست

جیب&هایم خالی ست

پدری دارم

حسرتش یک شب خواب!

دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دانشگاهم

قبله ام استاد است

جانمازم نمره!

خوب میفهمم

سهم آینده من بیکاریست

من نمی دانم که چرا می  گویند

مرد تاجر خوب است

و مهندس بی کار

وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!

(چشم ها را باید شست)

جور دیگر باید دید

باید از آدم دانا ترسید!

باید از قیمت دانش نالید!

وبه آنها فهماند

که من اینجا

فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم



باید برم سربازی!!!
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

بایــــــــد برم ســـــــــــــربازی
به جــــــــــــــای این نِت بازی
إن شاالله قسمتت شــــــــــــــــه
بیــــــــــای تو گـــــــــودِ بازی
راستــــــی توی فامیلـــــــــــت
سربازی هست نزدیکـــــــت؟
ببینی یَـقـلــــــــــــوی چیست؟
بشنوی اســـــــم شب چیست ؟
من که میشم گروهــــــــــــبان
فـــــــدای این گــــــــروه جان
نمی دونم که میشــــــــــــــه ؟
مطلب بـــــــــــــدم به تبیان !
می دونی خنده دار چیســـت؟
موی با نمـــره چهار چیست؟
نگــــــــو که بی خیــــــــالش
سربازی مالِ مـــــــــا نیست
سربازی رو میگــــم چیست؟
بعدش بگـــــو حق با کیست؟
خدمت یعنی،بیای که آدم بشی
گر آدمی ،بیای که بهتـر بشی
خدمت یعنی که صبحـــــگاه
به صــف بشی تو جایـــگاه
خدمت یعنی همیشــــــــــــه
تخت تــو آنکارد میشــــــه
خدمت یعنــــــی همیشــــه
دشمن ، خسته می شـــــه
خدمت یعنی به خط شین
هــر ساعتی که کم شین
خدمت یعنی بی خواب شی
امشب تــو پست شب شـی
خدمت یعنی یه کـــــــوله جــــــادار به قدِ ســــوله
خدمت یعنی خطوطـــی که تــــو کلاه کشیــــدی
خدمت یعنی یه فرونــــد پوتین ، مگــــــر ندیدی ؟
خدمت یعنــــــــی ارادت به خـاکِ پاکِ پاکــــــــت
دل دختـرها نســـــوزه ! چون ندارن سعـــــادت !
خدمت یعنـــــــــی بخندی در روی غـــــــــم ببندی
چــــون که غمــی نمونده
بَعد از غـــــــــذای مونده
خدمت یعنـــــی بفهمــــــی وطــــــن چقـــــدر عزیزه
بوســـــه بزن به خاکـــت چون همه جــاش عزیزه
خدمت یعنــــــی ریاضت بـِکن تو پوســـــت پیازت
خدمت یعنــــــی رفاقـت
با بچــــــه هــای خاکت
خدمت یعنــی یه جوری سر بـــــه سرت بـــذارن
یه وقت هایی بد جـوری پـــــدرت رو در بیـــارن
بیت های ایـن شعر من فکر میکنم زیـــــــاد شد
مثــل همین خدمتـــــــی که باز میگن زیــــاد شد
خدمت یعنی یه شعــری تو سایت تبیان بگــــــی
جـــاده دوستی ات هــم بهــــــر تخلص بگـــــی
بیاین خـــــــدا وکیلــــی یه قول بدین صمیمــــی
میــــرم و بر می گردم بشین رفیق قدیمـــــــی
اگر بــــــــرم سربازی شعــــــــــرم ادامه دارد
شــــــــک نکنید عزیزان نهضت ادامـــــــه دارد !



شعر طنز جالب!!!
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

پسر به دختر:
مویم اگر گیس بود ، روغنی و خیس بود
موجب اینها فقط ، عشق فرنگیس بود
چون که فرنگیس گفت داری اگر عشق من
پس تو به سرعت بزن تیپ جدید خفن !
نقره به دست از عقیق ، حلقه ی انگشتری
ریش و سبیلت بزن شب به شب از ته به تیغ
فخر منی گر کنی ، موی سرت را بلند
چون که کمی شد بلند با کش قیطان ببند
ابروی خود کن درست ، با نخ و موچین تیز
خیلی می آید به تو گر کنی اش ، رنگ نیز!
آه چه خوب است اگر لنز گذاری به چشم
آن هم از آنها که هست صادره از کیش و قشم
رخت و لباسی بخر ، دو به دویش در تضاد
پیرهنت تنگ تنگ ، لیک ازارت گشاد!
تیپ تو وقتی شود این مدلی خنگ و قر
می کنم از ازدواج با پسری چون تو حظ!
هر چه فرنگیس گفت گشت عمل مو به مو
چون شده بی اختیار این پسر از عشق او
بله ، به این شکل و ریخت
او بدلم کرده است
من شده ام کور عشق

جوّ بغلم کرده است!!

دختر به پسر:

ای ارغوانی پیرهن، ای لی به پا، ای جین به تن!

ای دلبر مو فرفری ، زیبائیت همچون پری
آبی کت دکمه زری ، از هر بدی هستی بری
آه ای مهندس بعد از این ، ای مهربان نازنین
ای حرفهایت دلنشین
شیرین بیان نکته بین!
پس کی می آیی خانه مان ، از بهر شیرینی خوران؟
بعد از گذشت سالها، در انتظارم همچنان
گفتند با من دیگران، در انتظار او نمان
با ده نفر مانند تو ، او بوده همچون عاشقان!
اما نگردد باورم ، این حرفها ای یاورم
تا باز گردی سوی من
در انتظارم باز هم



شقایق گل همیشه عاشق
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

 

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت
شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری
به جان دلبرش افتاده بود-اما-
طبیبان گفته بودندش
اگر یک شاخه گل آرد
ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
برای دلبرش آندم
شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه
به روی من
بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد
و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا می کرد
پس از چندی
هوا چون کورۀ آتش زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز
دوایی نیست
واز این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!!
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست اوبودم
وحالامن تمام هست اوبودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟
و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه
روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه -
مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه
صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را
به من می دادو بر لب های او فریاد
بمان ای گل
که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
بمان ای گل
ومن ماندم
نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد

گریهگریهگریه

 



بیگانه!!!
  • مربوط به موضوع » [Post_Cat_Title]

نمی دانی چه دلتنگم

چه بی تابم

چه غمگینم چه تنهایم

تو را هر شب صدا کردم

نمی بینی نمی خوابم


بیا تا باورت گردد

که بی تو کمتر از خاکم

ولی با تو به افلاکم

بیا با آرزوهایم

بسازم خانه ای در دل

سراغم را نمی گیری

مگر بیگانه ای با دل؟



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران